۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

 آسمانِ آخرِ پاییز

نه آبی‌ست

نه خاکستری

رنگِ دلِ کسی‌ست

که زیاد فهمیده

و کم گفته.


ابرها

مثل فکرهایی خسته

بی‌قرار می‌گذرند

نه می‌بارند

نه می‌روند.


خورشید

دیگر زورش به گرما نمی‌رسد

فقط می‌آید

یادمان بیندازد

که هنوز

کاملاً تنها نیستیم.


پرنده‌ای نیست

یا اگر هست

راهش را بلد است

که بی‌صدا عبور کند.


باد

نامِ کسانی را می‌برد

که پاییز

آن‌ها را با خود برد

و برنگرداند.


آسمان

در انتهای پاییز

شبیه وعده‌ای‌ست

که معلوم نیست

زمستانش

نجات است

یا ادامه‌ی تحمل.


و من

سرم را بالا می‌گیرم

نه برای امید

فقط برای اینکه

سنگینیِ دل

کمی سبک‌تر شود.