آدمها هم شبیه درختها هستند. گاهی آنقدر به خاطرهها، آدمها و آرزوهای گذشته چنگ میزنیم که فراموش میکنیم زندگی، در رها کردن هم جریان دارد
.
خزان به من یاد داد که هر رفتنی، نشانهی نابودی نیست. بعضی رفتنها، مقدمهی آمدنِ بهاری هستند که هنوز ندیدهایم. برگهای زرد، با تمامِ زیباییِ غمگینشان، زمزمه میکنند که هیچ فصلی برای همیشه نمیماند.
شاید امروز دلمان رنگِ پاییز گرفته باشد، اما پشتِ همین آسمانِ خاکستری، بهاری نفس میکشد که فقط کمی صبر میخواهد.
و چه زیباست که انسان، حتی در میانِ خزان، امید را از یاد نبرد؛ زیرا درختی که امروز عریان ایستاده است، فردا دوباره سبز خواهد
