موشکباران یعنی
ثانیههایی که بوی مرگ میدهند؛
یعنی دلهایی که
با هر انفجار،
چند سال پیرتر میشوند.
شب که میشود،
هیچکس به ستارهها نگاه نمیکند،
همه چشمها به آسمانیست
که ممکن است
ناگهان آتش ببارد.
در آن لحظهها
دیوارها امن نیستند،
پنجرهها دعا میشوند،
و آدمها
فقط آرزو میکنند
صبح را ببینند.
موشکباران فقط جنگ نیست،
سرقت آرامش مردمیست
که هیچ سهمی
از نفرت نداشتهاند.
و من همیشه فکر میکنم
بعد از آخرین انفجار،
چه کسی تکههای شهر را دوباره کنارهم میگذارد….
