۱۴۰۴ بهمن ۸, چهارشنبه

 پاییز که می‌آید،

انگار زمان کمی آهسته‌تر نفس می‌کشد.

برگ‌ها یکی‌یکی می‌ریزند، نه از سرِ خستگی،

از سرِ رهایی…

زمین پر می‌شود از رنگ‌هایی که جرأتِ ماندن نداشتند.





پاییز فصلِ خداحافظی‌های آرام است؛

نه آن‌قدر بلند که دل را بلرزاند،

نه آن‌قدر کوتاه که فراموش شود.

هوا بوی دلتنگی می‌دهد

و آدم بیشتر از همیشه دلش می‌خواهد

کنار یک پنجره بایستد و به هیچ‌چیز فکر نکند.


در پاییز یاد می‌گیری

همه‌چیز قرار نیست بماند؛

بعضی آدم‌ها، بعضی لحظه‌ها

باید بروند

تا تو سبک‌تر شوی.

و چه زیباست این فصل

که با ریزش،

یادمان می‌دهد هنوز می‌شود

ایستاده،

زیبا،

کم‌کم رها کرد.