هنر چیست؟
هنر یکی از قدیمیترین شیوههای انسان برای فهمیدن و بیان کردن جهان است. انسان از زمانی که نخستین نقشها را بر دیوارههای غارها کشید، فقط به دنبال بازنمایی طبیعت نبود؛ او میخواست چیزی از تجربه، ترس، میل، زیبایی و جهان درونی خود را ثبت کند.
آزادانه قلمم را میرقصانم بروی کاغذی از جنس مفهوم آزادی …
هنر چیست؟
هنر یکی از قدیمیترین شیوههای انسان برای فهمیدن و بیان کردن جهان است. انسان از زمانی که نخستین نقشها را بر دیوارههای غارها کشید، فقط به دنبال بازنمایی طبیعت نبود؛ او میخواست چیزی از تجربه، ترس، میل، زیبایی و جهان درونی خود را ثبت کند.
سانسور در تلویزیون جمهوری اسلامی تنها به حذف یک تصویر، تغییر یک جمله یا جلوگیری از پخش یک اثر هنری محدود نمیشود؛ بلکه بخشی از سازوکاری است که تلاش میکند روایت رسمی و مورد تأیید حکومت را بر فضای فرهنگی و ذهن مخاطب حاکم کند.
هنرمند در چنین شرایطی پیش از آنکه اثر خود را به مخاطب ارائه کند، با مجموعهای از خط قرمزها روبهروست. یک تصویر، یک دیالوگ، صدای یک هنرمند، نوع پوشش، اشارهای اجتماعی یا حتی یک نگاه انتقادی میتواند باعث حذف، اصلاح یا توقیف اثر شود. در این میان، بسیاری از آثار نه به دلیل ضعف هنری، بلکه به دلیل متفاوت بودن با روایت رسمی، امکان دیدهشدن پیدا نمیکنند.
سانسور فقط هنرمند را محدود نمیکند؛ مخاطب را نیز از حق انتخاب و مواجهه با دیدگاههای گوناگون محروم میسازد. وقتی بخشی از واقعیت حذف شود و تنها یک روایت امکان پخش داشته باشد، تلویزیون به جای آنکه آینهای از جامعه باشد، به ابزاری برای بازتولید یک روایت کنترلشده تبدیل میشود.
اما هنر، حتی در شرایط سانسور، راه خود را پیدا میکند. گاهی اثری که اجازه نمایش ندارد، در حافظه مخاطب باقی میماند؛ گاهی یک تصویر حذفشده پرسشهای بیشتری ایجاد میکند و گاهی سکوت هنرمند، خود به شکلی از اعتراض تبدیل میشود.
سانسور میتواند تصویر را از صفحه تلویزیون حذف کند، اما لزوماً نمیتواند معنای آن را از ذهن انسان پاک کند. شاید به همین دلیل است که تاریخ هنر، تاریخ مبارزه دائمی میان قدرتِ حذفکننده و میلِ انسان به دیدن، شنیدن و بیان کردن حقیقت نیز هست.
مبارزه برای آزادی بیان، در نهایت مبارزه برای حق دیدن و شنیدن واقعیت است
سرزندگیِ ایران، انکارِ رنج نیست؛ هنرِ زندگی کردن در کنار رنج است. همان نیرویی که باعث میشود پس از هر شب، چراغی روشن بماند و پس از هر پاییز، شکوفهای بر شاخهای بنشیند.
آدمها هم شبیه درختها هستند. گاهی آنقدر به خاطرهها، آدمها و آرزوهای گذشته چنگ میزنیم که فراموش میکنیم زندگی، در رها کردن هم جریان دارد
هرگز گمان مکن
در وطن
تنهایی.
ما
شاید از هم
دور افتاده باشیم،
اما ریشهها
فاصله را
نمیشناسند.
آوای ایران
هرگز سکوت من علامت انتحارم نیست
قلبم اگر شکست لحظه مرگ کارم نیست
ایران، همیشه هست
هرکجا که سلامی هست
در عمق آن سلام از شرافت پیامی هست
هرگز گمان مکن که در وطن تنها هستی
من در کنار تو و تو میان ما هستی
ایران همیشه هست، هر کجا که سلامی هست
در عمق آن سلام از شرافت پیامی هست
اما اگر، پرچم شیر و خورشیدمان
تکه پاره شد، مثل ذرات امیدمان
چونکه زندهایم به خاطر شرافت انسان
خیزیم همه ز جای، به نام تاریخ ایران
آنها که آمدند تبار ایران را کشتند
ما را به جرم عشق به خون ایران آغشتند
فریاد ما شکست در گلوی هزاران مرد [و زن]
از میهنم چه مانده اکنون جز سکوت سیاه مرگ
هرگز گمان مکن که در وطن تنها هستی
من در کنار تو و تو میان ما هستی
ایران همیشه هست، هر کجا که سلامی هست
در عمق آن سلام از شرافت پیامی هست