۱۴۰۵ خرداد ۲۹, جمعه

«پرستو»

، مینویسم برای پرستو اینبار

تو فقط آواز نخواندی؛ تو روایت زنی بودی که در سرزمینی پر از دیوار، هنوز جرأت رؤیا دیدن دارد.


۱۴۰۵ خرداد ۲۳, شنبه

نگاه

 ……… فقط شما را به نگاه دعوت میکنم 

نویسنده شما باشید…..

ایرانم🤍



از خون جوانان وطن لاله دمیده

 از خون جوانان وطن، هنوز لاله می‌دمد…


سرزمینی که هر وجب خاکش با رؤیاهای نسلی جوان آمیخته است؛ نسلی که خواست زندگی کند، بخندد، آزاد نفس بکشد و آینده‌ای روشن‌تر بسازد.




قلم در خون


قلم در خون می‌زنم،
از خونِ دل…
از همان سرخیِ خاموشی که سال‌ها در سینه مانده و کسی صدایش را نشنیده است.