هنر اعتراضی من

آزادانه قلمم را میرقصانم بروی کاغذی از جنس مفهوم آزادی …

۱۴۰۵ فروردین ۳۰, یکشنبه

دوگانگی

›
  گیر افتاده‌ام… میانِ روشنایی‌ای که مبهوت می‌کند و تاریکی‌ای که می‌بلعد. دنیا، همان‌قدر که زیباست، بی‌رحم است. تاریخ را که ورق می‌زنم، ...
۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

›
  نه ….به مرگی که به نام عدالت تحمیل می‌شود.   نه ….به طنابی که صدای زندگی را خاموش می‌کند. هیچ انسانی حق ندارد پایانِ انسانِ دیگر را ام...
۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

دلنوشته و نقاشی «رقص گور»

›
  گاهی این خشم آن‌قدر جمع می‌شود که دیگر در سینه جا نمی‌گیرد… می‌ریزد بیرون نه به شکل فریاد، بلکه به شکل رقصی تلخ بر خاکی که هنوز بوی...
۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

تن زخمی وطنم…

›
  جنگ که شروع می‌شود، فقط صدا نیست… فقط انفجار نیست… جنگ یعنی هر گلوله، تکه‌ای از جان یک سرزمین را با خودش می‌بَرد. این روزها، انگار هر ش...

حق جوانی

›
جوان بودند؛ با رؤیاهایی ساده، با دل‌هایی پر از امید، با آینده‌ای که هنوز نوشته نشده بود. اما طناب، پیش از آنکه زندگی فرصت شکفتن بدهد، پایا...
۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

›
رژیم ملعون آخوندی؛ سال‌هاست که بر سر مردمی حکومت می‌کند که سهمشان از زندگی، خفقان و ترس شده است. دیکتاتوری وقتی خطرناک‌تر می‌شود که نام دین ...

دلنوشته ریشه

›
وطن، یعنی آن‌جایی که بند نافِ روحمان را به خاکش گره زده‌اند. ایران برای ما فقط یک نقشه روی کاغذ نیست؛ تپش قلبی است که در هر گوشه‌اش، از شکو...
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب

درباره من

عکس من
سپیده حسینی صابر
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.