طاقت مردم سالهاست زیر بار گرانی خم شده است.
درد، فقط در اعداد و قیمتها نیست؛
درد، در رؤیاهایی است که هر روز از دسترس دورتر میشوند.
در نگرانیِ پدری که نمیداند چگونه هزینههای زندگی را تأمین کند،
در سکوتِ مادری که از خواستههای سادهی فرزندش میگذرد،
و در جوانانی که آینده را هر روز دورتر از دیروز میبینند.
گرانی تنها سفرهها را کوچکتر نمیکند؛
آرامش، امنیت و امید را نیز از دل مردم میگیرد.
رنجِ واقعی، آنجاست که زندگی به تلاشی بیپایان برای گذراندن یک روز دیگر تبدیل میشود،
و آرزوهای ساده، به بزرگترین دستنیافتنیهای زندگی بدل میشوند
