این کتاب تلاش میکند توضیح دهد که پدیدهای که به نام تروریسم اسلامی شناخته میشود چگونه شکل میگیرد، چه اهدافی دارد و چه عواملی باعث گسترش آن میشود.
نویسنده در ابتدا توضیح میدهد که تروریسم به طور کلی به معنای استفاده از خشونت، ترور و ایجاد ترس برای رسیدن به اهداف سیاسی است. در اینجا منظور از تروریسم اسلامی این است که برخی گروهها از نام اسلام و مفاهیم دینی استفاده میکنند تا اعمال خشونتآمیز خود را توجیه کنند و به اهداف سیاسی خود برسند.
در ادامه کتاب به ریشههای فکری این نوع تروریسم میپردازد. نویسنده معتقد است یکی از عوامل مهم، تفسیرهای افراطی و سختگیرانه از متون دینی است. در این تفسیرها گاهی مفاهیم دینی به گونهای تعبیر میشوند که خشونت و حذف مخالفان را مشروع جلوه دهند. علاوه بر این، برخی جریانها به دنبال ایجاد حکومت دینی یا خلافت هستند و تلاش میکنند جامعه را بر اساس برداشت خاصی از دین اداره کنند.
بخش دیگری از کتاب به اهداف این گروهها اشاره میکند. از نگاه نویسنده، مهمترین اهداف آنها شامل ایجاد حکومت ایدئولوژیک، گسترش باورهای افراطی، حذف مخالفان و ایجاد ترس در جامعه برای کنترل مردم است. در واقع، ترس به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد.
نویسنده همچنین به عوامل اجتماعی و سیاسی اشاره میکند که میتوانند زمینه رشد چنین گروههایی را فراهم کنند. عواملی مانند فقر، بیعدالتی، حکومتهای استبدادی، جنگها و سوءاستفاده سیاسی از دین میتوانند شرایطی ایجاد کنند که در آن افراطگرایی راحتتر رشد کند.
در پایان، کتاب به پیامدهای این پدیده اشاره میکند. از جمله اینکه این نوع خشونتها باعث بیثباتی در جوامع، افزایش درگیریها، آسیب به زندگی مردم عادی و همچنین ایجاد تصویری منفی از دین در سطح جهانی میشود.
در جمعبندی میتوان گفت که نویسنده تلاش دارد نشان دهد تروریسمی که به نام دین انجام میشود بیشتر نتیجه ترکیب عوامل سیاسی، اجتماعی و برداشتهای افراطی از مذهب است. به همین دلیل برای مقابله با آن، افزایش آگاهی، گسترش تفکر انتقادی، تقویت آزادیهای مدنی و جلوگیری از سوءاستفاده از دین در سیاست