۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

رژیم ملعون آخوندی؛
سال‌هاست که بر سر مردمی حکومت می‌کند که سهمشان از زندگی، خفقان و ترس شده است.
دیکتاتوری وقتی خطرناک‌تر می‌شود که نام دین را بر خود بگذارد و صدای هر مخالفی را خاموش کند.
اما حقیقت را نمی‌توان برای همیشه در تاریکی نگه داشت.
مردمی که سال‌ها زیر فشار زندگی کرده‌اند، روزی صدایشان بلندتر از هر سرکوبی خواهد شد.
خفقان ماندگار نیست؛ آزادی همیشه راهی برای نفس کشیدن پیدا میکند
رژیمی که به نام دین آمد، اما به مرور میان مردم و زندگی‌شان دیوار کشید. به جای آن‌که پناه مردم باشد، بر شانه‌هایشان باری سنگین گذاشت. نسلی پشت نسل دیگر با وعده‌ها بزرگ شدند؛ وعده عدالت، وعده آزادی، وعده کرامت انسانی. اما آنچه باقی ماند، خفقان بود و ترس و سکوتی که بر خیابان‌ها و خانه‌ها سایه انداخت.
دیکتاتوری فقط در زندان‌ها و بازداشت‌ها خلاصه نمی‌شود؛ دیکتاتوری وقتی شکل می‌گیرد که مردم از گفتن آنچه در دل دارند بترسند. وقتی جوانان یک کشور به جای رؤیا ساختن برای آینده، به فکر ترک وطن می‌افتند. وقتی مادران با نگرانی چشم به در می‌دوزند و نگران فرزندانشان هستند که مبادا تنها به خاطر گفتن یک حقیقت، بهایی سنگین بدهند.
خفقان یعنی خاموش کردن صداها، بستن دهان‌ها و شکستن امیدها. اما تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نمی‌تواند برای همیشه در برابر خواست یک ملت بایستد. مردمی که سال‌ها درد را تحمل کرده‌اند، هنوز در دلشان آرزوی آزادی و زندگی شرافتمندانه را نگه داشته‌اند.
ایران فقط یک حکومت نیست. ایران مردمش هستند؛ همان مردمی که در سخت‌ترین روزها ایستاده‌اند، کار کرده‌اند، امید ساخته‌اند و هنوز رؤیای فردایی بهتر را در دل دارند. مردمی که می‌دانند سرنوشت یک سرزمین باید در دستان خودشان باشد، نه در سایه ترس و سرکوب