۱۴۰۴ دی ۲۱, یکشنبه

وقتی اینترنت را قطع می‌کنند

اولش فقط صفحه‌ گوشی‌ست که سفید می‌شود

اما بعد…

می‌فهمی

چیزی بزرگ‌تر از اینترنت

قطع شده است.




ارتباط.

صدا.

شاهد بودن.


وقتی اینترنت می‌رود

مادر نمی‌داند حال فرزندش در خیابان چطور است

خبر نمی‌رسد

تصویر نمی‌رسد

و ترس

آزادانه در شهر راه می‌رود.


قطع اینترنت

یعنی خاموش‌کردن چراغ‌ها

در خانه‌ای که پر از سؤال است.

یعنی گفتنِ این جمله‌ی نانوشته:

«نبینید… نپرسید… نگویید.»


مردم معترض‌اند

نه چون چیزی اضافه می‌خواهند

بلکه چون

چیزی اساسی را از دست داده‌اند:

امنیت

آینده

و حق شنیده‌شدن.


اعتراض

فریادِ بی‌دلیل نیست

اعتراض

وقتی به دنیا می‌آید

که گوش‌ها

سال‌ها بسته بوده‌اند.


وقتی اینترنت را قطع می‌کنند

می‌خواهند مردم را تنها کنند

اما نمی‌دانند

این تنهایی

جمعی است

و دردِ مشترک

آدم‌ها را

به هم نزدیک‌تر می‌کند.


در این سکوتِ تحمیلی

هر کوچه

یک خبر است

هر نگاه

یک پیام

و هر دل

یک رسانه.


این مردم

دشمن نیستند

این‌ها

زندگی می‌خواهند

حق انتخاب

و حق گفتن

بی‌آن‌که بترسند.


و روزی خواهد رسید

که هیچ دکمه‌ای

نتواند

صدا را خاموش کند

نه اینترنت

نه حقیقت

و نه خواستِ مردمی

که فقط

می‌خواهند

دیده شوند